بابا صفرى
126
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
صف مردان به صورت محيط دايرهء بزرگى درآمده بدور مشعل ميگشت و در جواب اشعار و ابياتى كه رئيس دسته با آهنگ تحريككنندهاى ميخواند همه باهم كلمه شاه حسين را كه به صورت « شاخسهى » تلفظ ميكردند با صداى بلند و آتشينى بر زبان ميراندند . اشعار سر دسته كه بيشتر جنبهء حماسه داشت و آمادگى گويندگان را براى فداكارى در راه حضرت حسين بن على ( ع ) بيان ميداشت با آهنگ هيجانانگيز گفته ميشد و حركت پاى افراد نيز با آن موزون بود . حركت شاخسهىچيها در اين صف سر بسته به صورت « فالانژ » هاى جنگى قديم بود و آنها در حالى كه پاى راست خود را بجلو و پاى ديگر را به عقب ميگذاشتند به طرف سمت راست خويش حركت مينمودند . شاخسهى در واقع يك مشق نظامى بود و گاهى چنان شور و هيجانى ايجاد ميكرد كه دستهها با خشونت خاصى پاى خود را بر زمين ميكوبيدند و با چابكى مخصوصى با چوبدستى خود مثل شمشيربازان نمايشهائى ميدادند و برهم خوردن آنها رعبى در دل تماشاچيان ايجاد مينمود . چند شب اول مخصوص تمرين و يادگيرى بود و در همان محله صورت ميگرفت و پس از چند روز كه افراد خوب ورزيده ميشدند برنامهء گردش در محلات آغاز ميگشت و مشعلها بر چهارپايههاى چرخدار نصب ميگرديد و هردسته در مسير خاصى ببعضى از محلات ديگر ميرفت . بعضى از اين دستهها براى آنكه شكوه و جلال خاصى داشته باشند اطاقكهاى مجلل چوبى نيز تهيه كرده با انواع پارچه و آينه و لاله مزين مينمودند و بنام « اطاق قاسم » در بين دسته خود حمل ميكردند . اين مراسم تا سه روز بآغاز محرم مانده ادامه داشت و شب چهارم قبل از محرم پايان مييافت زيرا در آن سه روز مراسم ديگرى در پيش بود و عزادارى با طشت گذارى در مساجد و تكايا ، شكل ديگرى به خود ميگرفت . بطوريكه گفتيم مراسم شاخسهى در عين حال خود يك تمرين و مشق نظامى بود